خوش آمدید!

تالار گفتگوی جواب اینجا محلی برای آگاهی، گفتگو و تبادل نظر میان کسب و کارهاست تا حرف ها گفته شود و ایده ها پرداخته شود. این تالار درباره بهترین محتوا و ایده های جدید مذهبی و معنوی گفتگو می کند و آنها را به اشتراک می گذارد و پروفایل حرفه ای شما را ایجاد می کند.

0

0

حکایت من و خونواده یه حکایت خیلی غریبه. بیشتر از اینکه داستان های خوب رو شامل بشه حاشیه ها و جوانب اضافی زیادی رو در بر می گیره...

تنش خونوادگی من از دوران دبستان شروع شد جایی که مجبور بودم برای امرار معاش خودم و خونواده کار کنم....

نه اینکه کارم کفاف روزی عادی خونواده رو نمی‌داد بلکه همیشه خونواده از اینکه مجبور بودن من رو در حال خلاف کردن ببینن ناراضی ببینن...

تا اینکه بالاخره کار به جایی رسید که یک هفته نه من خبری از خانواده داشتم و نه خانواده از من...

اینجا جایی بود که تازه تنهایی رو تونستم احساس کنم...

الان که به اون دوره بر می گردم غم و غصه تمام وجودمو فرا میگیره...

سوال من اینه که آیا کسی از شما عزیزان تونسته از چنین احساساتی گذر کنه؟ یا اصلا هیچ کدوم از شما تجربیات یا احساسات مشابهی رو از سر گذروندید؟ اگه آره چطور و کجا؟ دلیل شکست یا موفقیت خودتون رو چی میدونید؟ اتفاق بد کودکی تا چه حد تونسته رو شخصیت شما تاثیر بذاره؟ اگه خودتونو رو اوج قله زندگی خودتون تصور کنید چقدر از زخمه‌ای کودکیتون سپاسگزار میشید یا هستید؟

اینا رو شاید به دوست صمیمی یا شریک تجاریتون نگید ولی اگه جفت زندگیتون از این سوالا از شما پرسید تا چه حد حاضرید حقیقت رو بهش بگید؟


پاسخ شما

لطفآ یک پاسخ اساسی بدهید. اگر خواستید که در مورد سوال و یا پاسخ نظر بدهید، کافیست از ابزار نظردهی استفاده کنید. به خاطر داشته باشید که شما می توانید همیشه پاسخ های خود را اصلاح کنید - نیازی نیست یک سوال را دو بار پاسخ دهید. لطفاً رأی بدهید - این کار کمک می کند تا بهترین سوال و جوابها را انتخاب کنید!

اطلاع رسانی کن

درباره تالار گفتگو

این تالار برای اساتیدوعلاقمندان به مباحث مذهبی و معنوی ایجادشده است،سوال بپرسید،ایده مطرح کنیدوبه سوالات کاربران پاسخ دهید. مطالعه دستورالعمل ها

ابزار سوال

2 دنبال کننده

آمار

سوال شده: 97-10-29 09:43
تعداد مشاهده: 95 بار
آخرین به روز رسانی: 98-06-31 15:16